ثانیه های بهانه گیر

ثانیه های بهانه گیر
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
خداوندا....



تو تنهایی و من تنها ؛ تویکتایی و بی همتا



ولیکن من ....



نه یکتایم ؛ نه بی همتا



من فقط تنهای تنهایم...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۴ ، ۱۳:۵۴
عابر سپیده(عابر با قدم های لرزان)

حـــس قشنگـیه

یـکی نگـــرانــت باشـــــه،

یـکی بترســــه از اینـکه یـــــــه روز از دستـت بـــده.

سعـی کنـه نــاراحتـت نکـنه،بگـه کـه حـــواســم بهــت هســت...

حــــــس قشـنگـیه ازت حمـــایـت کنـه،وقـتی حــــق با تو نیســت ...

آره ...

♥ دوســـت داشتــن همیشـــه زیباســــت ♥

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۴ ، ۲۰:۱۴
عابر سپیده(عابر با قدم های لرزان)

ﺯَﻧﮓ ﺑِﺰَﻧﯽ ﻭ ﺗَﻌَﺠُﺐ ﮐُﻨﯽ ﭼِﺮﺍ ﺟَﻮﺍﺏ ﻧِﻤﯿﺪَﻡ

ﻭ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺯَﻧﮓ ﺑِﺰَﻧﯽ ﻭ ﯾِﮑﯽ ﺍَﺯ ﺧﺎﻧِﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺟَﻮﺍﺏ ﺑِﺪﻩ ﺑِﮕﻪ ﺑِﻔَﺮﻣﺎﯾﯿﺪ؟ ☏

ﻭ ﺗﻮ ﺑِﮕﯽ ﮐُﺠﺎﯾﯽ؟؟ ! ﺑِﮕﻪ ﻣﻨَﻈﻮﺭِﺕ ﺍﻭﻥ ﻣَﺮﺣﻮﻣﻪ؟؟؟؟

ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑُﻨﯽ؟ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰَﻧﯽ؟ ﮔِﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑُﻨﯽ؟

ﺍﻭﻧﻮَﻗﺖ ﻣﯿﮕﻪ ﺍِﻣﺮﻭﺯ ۴ ﺭﻭﺯﻩ ﺩَﻓﻨِﺶ ﮐَﺮﺩﯾﻢ ….

ﺍﻭﻥ ﻟَﺤﻈﻪ ﭼﯽ ﻣﯿـــــ ـــﮕﯽ؟

ﺗﺎ ﻭَﻗﺘﯽ ﺍِﻣﺮﻭﺯ ﮐِﻨﺎﺭِﺗَﻢ ﺳَﻌﯽ ﮐُﻦ ﺩﻭﺳﺘَﻢ ﺩﺍﺷْﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ

ﭼﻮﻥ ﻣُﻤﮑِﻨﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﻣَﻦ ﻧَﺒﺎﺷَــــــﻢ …

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﯾِﮑﯽ ﺭﻭ ﺩَﻓﻦ ﮐَﺮﺩَﻥ ﺍِﻣﺮﻭﺯ ﯾِﮑﯽ ﻭ ﻓَﺮﺩﺍ ﻫـَـــﻢ ﻣَـــــ ـــــﻦ …

ﺁﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﻩ

ﺯِﻧﺪِﮔﯽ ﻫَﻤﯿﻨﻪ …

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۴ ، ۱۳:۰۵
عابر سپیده(عابر با قدم های لرزان)


خدایا چه کنم از دوریش چه کنم خودت خوب میدونی چقدر دوستش دارم ، دلم می خواد کنارش باشم وحمایتش کنم برای موفقیتش دلم می خواد محکم کنارش باشم. خودت خوب می دونی وقتی بهم کم محلی می کنه چقدر می شکنم تو اون لحظه انگار قلبم می خواد از جاش کنده بشه وقتی می بینم عامل خندش کس دیگه ای چقدر حسودیم میشه آره از اینکه می خنده واقعا خوشحال میشم هر وقت شادیش رو می بینم دلم آروم می گیره ولی به اینکه کس دیگه ای عامل اون خنده هست حسودیم میشه  میدونم حسادت خوب نیست ولی خوب اینجور هست متاسفانه، خدایا به بزرگیت قسمت می دم کمکم کن کاری کن که کنارش باشم کاری کن کنارم باشه می دونم می تونی اومدم دم خونت ناامیدم نکنیا. کمکم کن نذار نا امید برگردم از دم خونت.  در ضمن عشقمو هم سپردم دست خودت حواست خدا بهش باشه کمکش کن برای رسیدن به خواستش کمکش کن 



خدایااااااااااااااااا قسمت دادم ناامیدم نکن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۳ ، ۱۹:۴۲
عابر سپیده(عابر با قدم های لرزان)

ســــخـــت اســـت وقتـــی از شـــدت بـــغـــض


گـــلـــو درد بگـــیری


و هـــمـــه بگـــویـــند
 


لبـــاس گـــرم بـــپـــوش
!!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۲۲
عابر سپیده(عابر با قدم های لرزان)

درونم غوغاست!

 ساده می شکنم

با یک تلنگر کوچک

 این گونه نبودم،شدم ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۱۴
عابر سپیده(عابر با قدم های لرزان)

می شنوی؟؟؟

دیگر صدای نفسم نمی آید ....

به دار کشیده مرا، بغض نبودنت ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۰۵
عابر سپیده(عابر با قدم های لرزان)

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

حسرت ها را می شمارم
و باختن ها
وصدای شکستن را
... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
وکدام خواهش را نشنیدم
وبه کدام دلتنگی خندیدم
که چنین دلتنگــــــــــــــــم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۳۷
عابر سپیده(عابر با قدم های لرزان)

راستش را بخواهی بانو

 

امروز اتفاق خاصی رخ نداد

 

فقط حدود عصر

 

بارانی کوتاه بارید

 

اما زار زار ...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۳ ، ۱۷:۱۸
عابر سپیده(عابر با قدم های لرزان)

ای مهربانم بی تو یادم میرود زندگی کنم

 

کاش روزی آلزایمرم پیشرفت کند...

 

یادم رود برای زندگی باید نفس کشید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۳ ، ۱۶:۲۴
عابر سپیده(عابر با قدم های لرزان)